آن کس که نماز کند و روزه دارد به خلق نزدیک بود و آن کسی که فکرت کند به خدای

افسانه شفاعت
نویسنده : امیر بوترابی - ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۳٠

شفاعت یکى از موثرترین حیله هاى شیطان است که مردم رابا بت ساختن از پیغمبرشان و یا مقدسین گول مى زند.

هرچند قرآن مکرر شرح مى دهد که در روز قضاوت شفاعتى وجود نخواهد داشت،ولى بسیارى از مسلمانان از طریق "حدیث و سنت" با بت ساختن از پیغمبر محمد برخلاف خواسته اش و جعل کردن مفهوم شفاعت (شفیع) گول خورده اند.

آمنوا أنفقوا مما رزقناکم من قبل أن یأت یوم لا بیع فیه و لا خله و لا شفاعه و الکافرون هم الظالمون (۲۵۴)

۲۵۴- اى کسانى که ایمان دارید، باید از آنچه به شما روزى داده ایم انفاق کنید، قبل از آنکه روزى فرا رسد که در آن نه مبادله اى باشد، نه خویشاوندى و نه شفاعتى.(۲:۲۵۴)

بأمره یعملون (۲۷) یعلم ما بین أیدیهم و ما خلفهم و لا یشفعون الا لمن ارتضى و هم من خشیته مشفقون (۲۸)

پیغمبر فقط پیرو احکام خداست. خدا گذشته و آینده شان رامى داند. آنها جز براى کسانى که خدا قبلاٍ پذیرفته باشد نمى توانند شفاعت کنند وپیامبران نگران وضع خودشان هستند.(۲۱:۲۸)

با وجود این که قرآن مکرر تاکید مى کند که محمد(ص) داراى هیچ قدرتى نیست تا بتواند به کسى منفعت یا آسیبى برساند ، شیطان از طریق مفهوم شفاعت موفق به فریب بسیارى از مردم شد. شیطان قربانى هایش را متقاعد کردکه محمد آنان را واقعاٍ از جهنم نجاتشانداده ؛ و وارد بهشت خواهد کرد.

خیلى از کسانى که خودشان را مسلمان مى شناسند مفهوم شفاعت را براى بسیارى از مقدسین و امامان تعمیم داده اند .

و یعبدون من دون الله ما لا یضرهم و لا ینفعهم و یقولون هؤلاء شفعاؤنا عند الله قل أ تنبئون الله بما لا یعلم ف السماوات و لا ف الَأرض سبحانه و تعالى عما یشرکون (۱۸)

۱۸ - آنان در کنار خدا کسانى را عبادت مى کنند که قدرت ندارند به آنان سود یا زیان برسانند و مى گویند، "این ها نزد خدا شفیع ما هستند!" بگو، " آیا در آسمانها و زمین خدا را از چیزى خبر مى دهید که او نمى داند" تسبیح او را. او والاترین است. بسیار برتر از اینکه به شریک نیاز داشته باشد.(۱۰:۱۸)

مفهوم شفاعت ایجاب مى کند که خدا شریکانى داشته باشد که از طرف مردم با او شفاعت کنند.


به این دلیل، شفاعت یعنى شرک و کسانى که باور دارند که محمد براى هر کسى شفاعت خواهد کرد در واقع ازمحمد بت ساخته اند برخلاف خواسته اش. شفاعت محمد در ساختگى هاى شیطانى مثل حدیث و یا سنت رایج است.

قرآن بوضوح شفاعت را به عنوان شرک مشخص مى کند، و معیارى بزرگ را اعلام مى کند؛ کسانى که به شفاعت ایمان دارند نمى توانند صحبت کردن در باره خدا به تنهایى را تحمل کنند. آنان باید معبود هایشان را در کنار خدا ذکر کنند.

قل لله الشفاعه جمیعا له ملک السماوات و الَأرض ثم الیه ترجعون (۴۴) و اذا ذکر الله وحده اشمأزت قلوب الذین لا یؤمنون بالَآخره و اذا ذکر الذین من دونه اذا هم یستبشرون (۴۵)

۴۴ - بگو، "شفاعت همه از آن خداست." کل پادشاهى در آسمانها و زمین از آن اوست، سپس بسوى او باز خواهید گشت. ۴۵ - هنگامیکه فقط نام خدا برده شود، دلهاى کسانیکه به آخرت ایمان ندارند با بیزارى مى گیرد. اما هنگامیکه نام دیگرى در کنار نام او برده شود، رضایت پیدا مى کنند.(۳۹:۴۵)

محمد از شما باز خواست نخواهد کرد

فانما علیک البلاغ و علینا الحساب (۴۰)

۴۰ - ....... تنها ماموریت تو رساندن (پیام قرآن) است. این ما هستیم که آنان را باز خواست خواهیم کرد.(۱۳:۴۰)

محمد(ص) نمى تواند به شما سود یا زیانى برساند

(قل لا أملک لنفس ضرا و لا نفعا الا ما شاء الله لکل أمه أجل اذا جاء أجلهم فلا یستأخرون ساعه و لا یستقدمون (۴۹)

۴۹ بگو (محمد)، "من قدرت ندارم به خودم زیان، یا سودى برسانم؛ فقط آنچه خدا بخواهد تحقق مى یابد."(۱۰:۴۹)

قل ان لا أملک لکم ضرا و لا رشدا (۲۱)

۲۱ - بگو (محمد)، "من قدرتى براى زیان و یا هدایت شما ندارم."(۷۲:۲۱)

به این دلیل، محمد  (ص)شما را در بهشت وارد نخواهد کرد و نه شما را از جهنم نجات خواهد داد و جلوى او باز خواستى نخواهد شد و نه مى تواند به شما سود یا زیانى برساند؛ تنها ماموریت او تحویل دادن قرآن بود و هیچ چیز جز قرآن. دوست داشتن و احترام به او این است که فقط از قرآن پیروى کنیدو ساخته هایى را که به او نسبت داده اند، تکذیب کنید.


comment نظرات ()
بت ساختن از حضرت محمد (ص)
نویسنده : امیر بوترابی - ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۳٠

بت ساختن از محمد (ص)

ایمان نیاوردن به خدا برخلاف تاکید مکرر مبنى براینکه قرآن کامل و بى عیب است، و باید تنها منشاء هدایت دینى باشد و علاوه بر اینها پیروى از حدسیات در غالب حدیث و سنت ایجاد الوهیت پیغمبر محمد را علیرغم خواسته اش ترغیب مى کند.

قل لو کان البحر مدادا لکلمات رب لنفد البحر قبل أن تنفد کلمات رب و لو جئنا بمثله مددا (۱۰۹) قل انما أنا بشر مثلکم یوحى ال أنما الهکم اله واحد فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعباده ربه أحدا (۱۱۰)

۱۰۹- بگو(محمد)، "اگر اقیانوس براى کلمات پروردگار من مرکب مى بود، اقیانوس تمام مى شد، قبل از اینکه کلمات پروردگار من به اتمام رسد، حتى اگر مرکب را دو چندان کنیم."۱۱۰- بگو (محمد)، "من هم مانند شما بشرى بیشترنیستم، به من وحى شده که خداى شما خداى واحد است. کسانیکه به دیدار پروردگار خود امیدوار باشند، باید پرهیزکارى کنند و هرگز معبودى در کنار پروردگار خود نگذارد."(۱۸:۱۱۰)

این آیات واضح نشان مى دهد که خدا کمبود لغت ندارد؛ او تمام لغاتى را که لازم داریم در این قرآن به ما داد و نباید کلام محمد یا هر کس دیگرى را بطلبیم و محمد انسانى است مانند انسان هاى دیگر؛ از او نباید بت ساخت (انتهاى آیه را مشاهده کنید)

قرآن: محمد(ص) را نباید بت کرد

در قرآن فقط دو آیه است که شرح مى دهد پیغمبر محمد "بشرى بیش از شما نیست."

آیا این تصادفى است که هر دو مورد در پایان آیه شرک را منع مى کند؟

آیه اول در صفحه قبل نشان داده شده است و آیه دوم در زیر نشان داده مى شود:

قل انما أنا بشر مثلکم یوحى ال أنما الهکم اله واحد فاستقیموا الیه و استغفروه و ویل للمشرکین(۶)

۶ - بگو (محمد)، "من بشرى بیش از شما نیستم، که به من وحى شده که خداى شما خداى واحد است. باید فقط به او اخلاص بورزید و از او آمرزش بخواهید. واى بر مشرکین".(۴۱:۶)

مؤمنان واقعى به گفته پروردگارشان ایمان دارند اینکه قرآن کامل، بى عیب و مفصل با جزئیات است وباید فقط آن را منشاء هدایت دینى قرار دهند. فقط مشرکین غیر از قرآن را مى جویند. پیروى از "حدیث و سنت" ساختن بت از پیغمبر محمد(ص) است برخلاف خواسته قران وحضرت محمد(ص)است


قرآن بوضوح شفاعت را به عنوان شرک مشخص مى کند، و معیارى بزرگ را اعلام مى کند؛ کسانى که به شفاعت ایمان دارند نمى توانند صحبت کردن در باره خدا به تنهایى را تحمل کنند. آنان باید معبود هایشان را در کنار خدا ذکر کنند.

قل لله الشفاعه جمیعا له ملک السماوات و الَأرض ثم الیه ترجعون (۴۴) و اذا ذکر الله وحده اشمأزت قلوب الذین لا یؤمنون بالَآخره و اذا ذکر الذین من دونه اذا هم یستبشرون (۴۵)

۴۴ - بگو، "شفاعت همه از آن خداست." کل پادشاهى در آسمانها و زمین از آن اوست، سپس بسوى او باز خواهید گشت. ۴۵ - هنگامیکه فقط نام خدا برده شود، دلهاى کسانیکه به آخرت ایمان ندارند با بیزارى مى گیرد. اما هنگامیکه نام دیگرى در کنار نام او برده شود، رضایت پیدا مى کنند.(۳۹:۴۵)

محمد(ص) از شما باز خواست نخواهد کرد

فانما علیک البلاغ و علینا الحساب (۴۰)

۴۰ - ....... تنها ماموریت تو رساندن (پیام قرآن) است. این ما هستیم که آنان را باز خواست خواهیم کرد.(۱۳:۴۰)

محمد(ص) نمى تواند به شما سود یا زیانى برساند

(قل لا أملک لنفس ضرا و لا نفعا الا ما شاء الله لکل أمه أجل اذا جاء أجلهم فلا یستأخرون ساعه و لا یستقدمون (۴۹)

۴۹ بگو (محمد)، "من قدرت ندارم به خودم زیان، یا سودى برسانم؛ فقط آنچه خدا بخواهد تحقق مى یابد."(۱۰:۴۹)

قل ان لا أملک لکم ضرا و لا رشدا (۲۱)

۲۱ - بگو (محمد)، "من قدرتى براى زیان و یا هدایت شما ندارم."(۷۲:۲۱)

به این دلیل، محمد شما را در بهشت وارد نخواهد کرد و نه شما را از جهنم نجات خواهد داد و جلوى او باز خواستى نخواهد شد و نه مى تواند به شما سود یا زیانى برساند؛ تنها ماموریت او تحویل دادن قرآن بود و هیچ چیز جز قرآن. دوست داشتن و احترام به او این است که فقط از قرآن پیروى کنیدو ساخته هایى را که به او نسبت داده اند، تکذیب کنید.



comment نظرات ()
حدیث و سنت
نویسنده : امیر بوترابی - ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۳٠

بعضى از مردم ادعا مى کنند که ٍ حدیث و سنت"آیات الهى هستند. واضح است، آنان آگاه نیستند که معیار آیات الهى حفاظت کامل آن است. چون حدیث و سنت پیغمبر زیاد تحریف شده اند، هرگز نمى تواند معیار آیات الهى شود. این یک واقعیت تصدیق شده است که اکثر حدیث ها دروغ هایى ساختگى هستند.

انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون (۱۵:۹)

۹ - ما پیام را نازل کردیم و قطعاٍ ، ما آن را حفظ خواهیم کرد. (۱۵:۹)

جاءهم و انه لکتاب عزیز (۴۱) لا یأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنزیل من حکیم حمید (۴۱:۴۲)

۴۱ - ...... حقیقتاَ این کتاب آسمانى محترمى است. ۴۲ - هیچ کلام باطلى در گذشته یا درآینده نمى تواند در آن وارد شود؛ وحى است از جانب آن بسیار حکیم و قابل ستایش. (۴۱:۴۲)

این کفرى مشخص است هنگامى که ادعا مى کنند حدیث و سنت وحى الهى است. آیا آنها درک نمى کنند که خداى قادرمطلق مى تواند آیاتش را حفظ کند.

حدیث و سنت = %۱۰۰ حدس

اگرچه خدا اعلام مى کند که قرآن با جزئیات مفصل است و باید تنها منشاء باشد، اما اکثریت مسلمانان در پیروى از حدسیاتى مانند حدیث و سنت فریب خورده اند.

درحالیکه از طریق مدرک فیزیکى ثابت شده که قرآن کلام معتبر و غیر تغییر خداست (کتاب، "قرآن: نمایش دیدنى معجزات" را مشاهده کنید)، حدیث و سنت به اتفاق، به عنوان حدسیات شناخته شده اند.

أ فغیر الله أبتغ حکما و هو الذ أنزل الیکم الکتاب مفصلا و الذین آتیناهم الکتاب یعلمون أنه منزل من ربک بالحق فلا تکونن من الممترین (۱۱۴) و تمت کلمه ربک صدقا و عدلا لا مبدل لکلماته و هو السمیع العلیم (۱۱۵) و ان تطع أکثر من ف الَأرض یضلوک عن سبیل الله ان یتبعون الا الظن و ان هم الا یخرصون (۶:۱۱۶)

۱۱۴- "آیا غیر از احکام خدا، احکام دیگرى را مرجع قرار دهم، در حالیکه او این کتاب را با تمام جزئیات براى شما نازل کرده است....... ۱۱۵- کلام پروردگار تو، در راستى و عدالت، کامل است. هیچ چیز نباید کلمات او را لغو کند. اوست شنوا، داناى مطلق........ ۱۱۶- اگر از اکثریت مردم روى زمین اطاعت کنى، تو را از راه خدا منحرف مى کنند. آنها فقط از گمان خود پیروى مى کنند و فقط حدس مى زنند."(۶:۱۱۶)

ان یتبعون الا الظن و ما تهوى الَأنفس و لقد جاءهم من ربهم الهدى (۵۳:۲۳)

۲۳ - ...... آنها از گمان و تمایلات شخصى خود پیروى مى کنند، هنگامیکه در این از جانب پروردگارشان براى آنها هدایتى به حق آمده است. (۵۳:۲۳)


comment نظرات ()
کمی به انچه می گوییم بیاندیشیم
نویسنده : امیر بوترابی - ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۳٠

(یکی از دعاهای   جعلی مفاتیح: یا محمد و یا علی احفظانی فإنکما حافظانی اکفیانی فإنکما کافیانی). ای محمد و ای علی، شما دو نفر مرا حفظ کنید و شما دو نفر مرا کفایت کنید که شما مرا کافی هستید. ولی در سوره توبه می خوانیم: برای شما غیر خدا سرپرست و یاوری نیست. و در سوره نساء: ﴿ وَکَفَىٰ بِاللَّهِ وَلِیًّا وَکَفَىٰ بِاللَّهِ نَصِیرًا ﴾: «و کافى است که خدا ولىِّ و سرپرست شما باشد و کافى است که خدا یاور شما باشد». و در سورة زمر (آیة 36): ﴿ أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ ﴾: «آیا خداوند برای بنده خود کافی نیست؟». البته نبی اکرم و حضرت علی و سایر اصحاب بلندقدر ایشان باید برای ما الگو و سرمشق باشند، ولی تفاوت است میان اسوه بودن تا داشتن عقاید شرک آمیز. سوره توبه (آیه 118): ﴿ أَنْ لَا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَیْهِ ﴾ «هیچ پناهگاهی در برابر خداوند نیست مگر به سوی خود او». سوره انعام آیه 50 و سوره هود آیه 31: ﴿ وَلَا أَعْلَمُ الْغَیْبَ ﴾ «بگو:… من غیب نمی دانم». (براستی این آیات چقدر برای شیعیان، عجیب و جدید و تازه و غیر قابل فهم، خواهد بود!).


comment نظرات ()