A man went to a barbershop to have his hair cut and his beard trimmed.
As the barber began to work, they began to have a good conversation.
They talked about so many things and various subjects.
When they eventually touched on the subject of God, the barber said:
"I don't believe that God exists."
"Why do you say that?" asked the customer. "Well, you just have to go out in the street to realize that God doesn't exist.
Tell me, if God exists, would there be so many sick people?
Would there be abandoned children?
If God existed, there would be neither suffering nor pain.
I can't imagine a loving God who would allow all of these things."
The customer thought for a moment, but didn't respond because he didn't want to start an argument.
The barber finished his job and the customer left the shop.
Just after he left the barbershop, he saw a man in the street with long, stringy, dirty hair and an untrimmed beard.
He looked dirty and unkempt. The customer turned back and entered the barber shop again and he said to the barber:
"You know what? Barbers do not exist."
"How can you say that?" asked the surprised barber.
"I am here, and I am a barber. And I just worked on you!"
"No!" the customer exclaimed. "Barbers don't exist: because
if they did, there would be no people with dirty long hair and untrimmed beards, like that man outside."
"Ah, but barbers DO exist! That's what happens when people do not come to me."
"Exactly!" affirmed the customer. "That's the point! God, too, DOES exist!
That's what happens when people do not go to Him and don't look to Him for help.
That's why there's so much pain and suffering in the world."
BE BLESSED & BE A BLESSING TO OTHERS !!
R5 Alpine Turbo
hatamn dostaye khobe mashin bazam az in esmo ziyad shendan bale sherkate alpine va motorhaye turbo ke baraye khodrohaye faransavi va gheyre tolid mishod va dar keshvare maham bar roye reno vachandin khodroye dige ghabele nasbe va tarafdarane ziyadi dare .ama model r5 yek motore 1400 cc be ghodrate 110(hp) ke ba komak yek turbo charjer toneste az in motore kam hajm hamchin ghodarate ziyadiyo begire .ama ma nemikhyam rajebe in motor ziyad sohbat konim man bishtar mikham shoma ro ba systeme turbo aon ashna konam. turbo yek systeme komakiye ke bar roye manifolde khoroji dode motor nasb mishavad va yek turbine felezi tavasote gaz haye khorojiye motor be charkhesh dar miyad va ba chrkhidane turbin dar mahfazeye baghali ye parvaneye dige be gardesh dar miyad ke kare aon komak be ezdiyade feshare havast ta be in vasile sokhte bishtari varede motor mishe .in amal tavaseto loleyi ke az turbo be zire carberator vasl shode anjam mishe va baste be dore motor va feshare turbo be khatere bala raftane geshtavar va ertebate mostaghime gashtavar ba ghodrate motor mojeb bala raftan tavan motor ta 30%mishavad
شفاعت یکى از موثرترین حیله هاى شیطان است که مردم رابا بت ساختن از پیغمبرشان و یا مقدسین گول مى زند.
هرچند قرآن مکرر شرح مى دهد که در روز قضاوت شفاعتى وجود نخواهد داشت،ولى بسیارى از مسلمانان از طریق "حدیث و سنت" با بت ساختن از پیغمبر محمد برخلاف خواسته اش و جعل کردن مفهوم شفاعت (شفیع) گول خورده اند.
آمنوا أنفقوا مما رزقناکم من قبل أن یأت یوم لا بیع فیه و لا خله و لا شفاعه و الکافرون هم الظالمون (۲۵۴)
۲۵۴- اى کسانى که ایمان دارید، باید از آنچه به شما روزى داده ایم انفاق کنید، قبل از آنکه روزى فرا رسد که در آن نه مبادله اى باشد، نه خویشاوندى و نه شفاعتى.(۲:۲۵۴)
بأمره یعملون (۲۷) یعلم ما بین أیدیهم و ما خلفهم و لا یشفعون الا لمن ارتضى و هم من خشیته مشفقون (۲۸)
پیغمبر فقط پیرو احکام خداست. خدا گذشته و آینده شان رامى داند. آنها جز براى کسانى که خدا قبلاٍ پذیرفته باشد نمى توانند شفاعت کنند وپیامبران نگران وضع خودشان هستند.(۲۱:۲۸)
با وجود این که قرآن مکرر تاکید مى کند که محمد(ص) داراى هیچ قدرتى نیست تا بتواند به کسى منفعت یا آسیبى برساند ، شیطان از طریق مفهوم شفاعت موفق به فریب بسیارى از مردم شد. شیطان قربانى هایش را متقاعد کردکه محمد آنان را واقعاٍ از جهنم نجاتشانداده ؛ و وارد بهشت خواهد کرد.
خیلى از کسانى که خودشان را مسلمان مى شناسند مفهوم شفاعت را براى بسیارى از مقدسین و امامان تعمیم داده اند .
و یعبدون من دون الله ما لا یضرهم و لا ینفعهم و یقولون هؤلاء شفعاؤنا عند الله قل أ تنبئون الله بما لا یعلم ف السماوات و لا ف الَأرض سبحانه و تعالى عما یشرکون (۱۸)
۱۸ - آنان در کنار خدا کسانى را عبادت مى کنند که قدرت ندارند به آنان سود یا زیان برسانند و مى گویند، "این ها نزد خدا شفیع ما هستند!" بگو، " آیا در آسمانها و زمین خدا را از چیزى خبر مى دهید که او نمى داند" تسبیح او را. او والاترین است. بسیار برتر از اینکه به شریک نیاز داشته باشد.(۱۰:۱۸)
مفهوم شفاعت ایجاب مى کند که خدا شریکانى داشته باشد که از طرف مردم با او شفاعت کنند.
به این دلیل، شفاعت یعنى شرک و کسانى که باور دارند که محمد براى هر کسى شفاعت خواهد کرد در واقع ازمحمد بت ساخته اند برخلاف خواسته اش. شفاعت محمد در ساختگى هاى شیطانى مثل حدیث و یا سنت رایج است.
قرآن بوضوح شفاعت را به عنوان شرک مشخص مى کند، و معیارى بزرگ را اعلام مى کند؛ کسانى که به شفاعت ایمان دارند نمى توانند صحبت کردن در باره خدا به تنهایى را تحمل کنند. آنان باید معبود هایشان را در کنار خدا ذکر کنند.
قل لله الشفاعه جمیعا له ملک السماوات و الَأرض ثم الیه ترجعون (۴۴) و اذا ذکر الله وحده اشمأزت قلوب الذین لا یؤمنون بالَآخره و اذا ذکر الذین من دونه اذا هم یستبشرون (۴۵)
۴۴ - بگو، "شفاعت همه از آن خداست." کل پادشاهى در آسمانها و زمین از آن اوست، سپس بسوى او باز خواهید گشت. ۴۵ - هنگامیکه فقط نام خدا برده شود، دلهاى کسانیکه به آخرت ایمان ندارند با بیزارى مى گیرد. اما هنگامیکه نام دیگرى در کنار نام او برده شود، رضایت پیدا مى کنند.(۳۹:۴۵)
محمد از شما باز خواست نخواهد کرد
فانما علیک البلاغ و علینا الحساب (۴۰)
۴۰ - ....... تنها ماموریت تو رساندن (پیام قرآن) است. این ما هستیم که آنان را باز خواست خواهیم کرد.(۱۳:۴۰)
محمد(ص) نمى تواند به شما سود یا زیانى برساند
(قل لا أملک لنفس ضرا و لا نفعا الا ما شاء الله لکل أمه أجل اذا جاء أجلهم فلا یستأخرون ساعه و لا یستقدمون (۴۹)
۴۹ بگو (محمد)، "من قدرت ندارم به خودم زیان، یا سودى برسانم؛ فقط آنچه خدا بخواهد تحقق مى یابد."(۱۰:۴۹)
قل ان لا أملک لکم ضرا و لا رشدا (۲۱)
۲۱ - بگو (محمد)، "من قدرتى براى زیان و یا هدایت شما ندارم."(۷۲:۲۱)
به این دلیل، محمد (ص)شما را در بهشت وارد نخواهد کرد و نه شما را از جهنم نجات خواهد داد و جلوى او باز خواستى نخواهد شد و نه مى تواند به شما سود یا زیانى برساند؛ تنها ماموریت او تحویل دادن قرآن بود و هیچ چیز جز قرآن. دوست داشتن و احترام به او این است که فقط از قرآن پیروى کنیدو ساخته هایى را که به او نسبت داده اند، تکذیب کنید.
بت ساختن از محمد (ص)
ایمان نیاوردن به خدا برخلاف تاکید مکرر مبنى براینکه قرآن کامل و بى عیب است، و باید تنها منشاء هدایت دینى باشد و علاوه بر اینها پیروى از حدسیات در غالب حدیث و سنت ایجاد الوهیت پیغمبر محمد را علیرغم خواسته اش ترغیب مى کند.
قل لو کان البحر مدادا لکلمات رب لنفد البحر قبل أن تنفد کلمات رب و لو جئنا بمثله مددا (۱۰۹) قل انما أنا بشر مثلکم یوحى ال أنما الهکم اله واحد فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعباده ربه أحدا (۱۱۰)
۱۰۹- بگو(محمد)، "اگر اقیانوس براى کلمات پروردگار من مرکب مى بود، اقیانوس تمام مى شد، قبل از اینکه کلمات پروردگار من به اتمام رسد، حتى اگر مرکب را دو چندان کنیم."۱۱۰- بگو (محمد)، "من هم مانند شما بشرى بیشترنیستم، به من وحى شده که خداى شما خداى واحد است. کسانیکه به دیدار پروردگار خود امیدوار باشند، باید پرهیزکارى کنند و هرگز معبودى در کنار پروردگار خود نگذارد."(۱۸:۱۱۰)
این آیات واضح نشان مى دهد که خدا کمبود لغت ندارد؛ او تمام لغاتى را که لازم داریم در این قرآن به ما داد و نباید کلام محمد یا هر کس دیگرى را بطلبیم و محمد انسانى است مانند انسان هاى دیگر؛ از او نباید بت ساخت (انتهاى آیه را مشاهده کنید)
قرآن: محمد(ص) را نباید بت کرد
در قرآن فقط دو آیه است که شرح مى دهد پیغمبر محمد "بشرى بیش از شما نیست."
آیا این تصادفى است که هر دو مورد در پایان آیه شرک را منع مى کند؟
آیه اول در صفحه قبل نشان داده شده است و آیه دوم در زیر نشان داده مى شود:
قل انما أنا بشر مثلکم یوحى ال أنما الهکم اله واحد فاستقیموا الیه و استغفروه و ویل للمشرکین(۶)
۶ - بگو (محمد)، "من بشرى بیش از شما نیستم، که به من وحى شده که خداى شما خداى واحد است. باید فقط به او اخلاص بورزید و از او آمرزش بخواهید. واى بر مشرکین".(۴۱:۶)
مؤمنان واقعى به گفته پروردگارشان ایمان دارند اینکه قرآن کامل، بى عیب و مفصل با جزئیات است وباید فقط آن را منشاء هدایت دینى قرار دهند. فقط مشرکین غیر از قرآن را مى جویند. پیروى از "حدیث و سنت" ساختن بت از پیغمبر محمد(ص) است برخلاف خواسته قران وحضرت محمد(ص)است
قرآن بوضوح شفاعت را به عنوان شرک مشخص مى کند، و معیارى بزرگ را اعلام مى کند؛ کسانى که به شفاعت ایمان دارند نمى توانند صحبت کردن در باره خدا به تنهایى را تحمل کنند. آنان باید معبود هایشان را در کنار خدا ذکر کنند.
قل لله الشفاعه جمیعا له ملک السماوات و الَأرض ثم الیه ترجعون (۴۴) و اذا ذکر الله وحده اشمأزت قلوب الذین لا یؤمنون بالَآخره و اذا ذکر الذین من دونه اذا هم یستبشرون (۴۵)
۴۴ - بگو، "شفاعت همه از آن خداست." کل پادشاهى در آسمانها و زمین از آن اوست، سپس بسوى او باز خواهید گشت. ۴۵ - هنگامیکه فقط نام خدا برده شود، دلهاى کسانیکه به آخرت ایمان ندارند با بیزارى مى گیرد. اما هنگامیکه نام دیگرى در کنار نام او برده شود، رضایت پیدا مى کنند.(۳۹:۴۵)
محمد(ص) از شما باز خواست نخواهد کرد
فانما علیک البلاغ و علینا الحساب (۴۰)
۴۰ - ....... تنها ماموریت تو رساندن (پیام قرآن) است. این ما هستیم که آنان را باز خواست خواهیم کرد.(۱۳:۴۰)
محمد(ص) نمى تواند به شما سود یا زیانى برساند
(قل لا أملک لنفس ضرا و لا نفعا الا ما شاء الله لکل أمه أجل اذا جاء أجلهم فلا یستأخرون ساعه و لا یستقدمون (۴۹)
۴۹ بگو (محمد)، "من قدرت ندارم به خودم زیان، یا سودى برسانم؛ فقط آنچه خدا بخواهد تحقق مى یابد."(۱۰:۴۹)
قل ان لا أملک لکم ضرا و لا رشدا (۲۱)
۲۱ - بگو (محمد)، "من قدرتى براى زیان و یا هدایت شما ندارم."(۷۲:۲۱)
به این دلیل، محمد شما را در بهشت وارد نخواهد کرد و نه شما را از جهنم نجات خواهد داد و جلوى او باز خواستى نخواهد شد و نه مى تواند به شما سود یا زیانى برساند؛ تنها ماموریت او تحویل دادن قرآن بود و هیچ چیز جز قرآن. دوست داشتن و احترام به او این است که فقط از قرآن پیروى کنیدو ساخته هایى را که به او نسبت داده اند، تکذیب کنید.
بعضى از مردم ادعا مى کنند که ٍ حدیث و سنت"آیات الهى هستند. واضح است، آنان آگاه نیستند که معیار آیات الهى حفاظت کامل آن است. چون حدیث و سنت پیغمبر زیاد تحریف شده اند، هرگز نمى تواند معیار آیات الهى شود. این یک واقعیت تصدیق شده است که اکثر حدیث ها دروغ هایى ساختگى هستند.
انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون (۱۵:۹)
۹ - ما پیام را نازل کردیم و قطعاٍ ، ما آن را حفظ خواهیم کرد. (۱۵:۹)
جاءهم و انه لکتاب عزیز (۴۱) لا یأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنزیل من حکیم حمید (۴۱:۴۲)
۴۱ - ...... حقیقتاَ این کتاب آسمانى محترمى است. ۴۲ - هیچ کلام باطلى در گذشته یا درآینده نمى تواند در آن وارد شود؛ وحى است از جانب آن بسیار حکیم و قابل ستایش. (۴۱:۴۲)
این کفرى مشخص است هنگامى که ادعا مى کنند حدیث و سنت وحى الهى است. آیا آنها درک نمى کنند که خداى قادرمطلق مى تواند آیاتش را حفظ کند.
حدیث و سنت = %۱۰۰ حدس
اگرچه خدا اعلام مى کند که قرآن با جزئیات مفصل است و باید تنها منشاء باشد، اما اکثریت مسلمانان در پیروى از حدسیاتى مانند حدیث و سنت فریب خورده اند.
درحالیکه از طریق مدرک فیزیکى ثابت شده که قرآن کلام معتبر و غیر تغییر خداست (کتاب، "قرآن: نمایش دیدنى معجزات" را مشاهده کنید)، حدیث و سنت به اتفاق، به عنوان حدسیات شناخته شده اند.
أ فغیر الله أبتغ حکما و هو الذ أنزل الیکم الکتاب مفصلا و الذین آتیناهم الکتاب یعلمون أنه منزل من ربک بالحق فلا تکونن من الممترین (۱۱۴) و تمت کلمه ربک صدقا و عدلا لا مبدل لکلماته و هو السمیع العلیم (۱۱۵) و ان تطع أکثر من ف الَأرض یضلوک عن سبیل الله ان یتبعون الا الظن و ان هم الا یخرصون (۶:۱۱۶)
۱۱۴- "آیا غیر از احکام خدا، احکام دیگرى را مرجع قرار دهم، در حالیکه او این کتاب را با تمام جزئیات براى شما نازل کرده است....... ۱۱۵- کلام پروردگار تو، در راستى و عدالت، کامل است. هیچ چیز نباید کلمات او را لغو کند. اوست شنوا، داناى مطلق........ ۱۱۶- اگر از اکثریت مردم روى زمین اطاعت کنى، تو را از راه خدا منحرف مى کنند. آنها فقط از گمان خود پیروى مى کنند و فقط حدس مى زنند."(۶:۱۱۶)
ان یتبعون الا الظن و ما تهوى الَأنفس و لقد جاءهم من ربهم الهدى (۵۳:۲۳)
۲۳ - ...... آنها از گمان و تمایلات شخصى خود پیروى مى کنند، هنگامیکه در این از جانب پروردگارشان براى آنها هدایتى به حق آمده است. (۵۳:۲۳)
(یکی از دعاهای جعلی مفاتیح: یا محمد و یا علی احفظانی فإنکما حافظانی اکفیانی فإنکما کافیانی). ای محمد و ای علی، شما دو نفر مرا حفظ کنید و شما دو نفر مرا کفایت کنید که شما مرا کافی هستید. ولی در سوره توبه می خوانیم: برای شما غیر خدا سرپرست و یاوری نیست. و در سوره نساء: ﴿ وَکَفَىٰ بِاللَّهِ وَلِیًّا وَکَفَىٰ بِاللَّهِ نَصِیرًا ﴾: «و کافى است که خدا ولىِّ و سرپرست شما باشد و کافى است که خدا یاور شما باشد». و در سورة زمر (آیة 36): ﴿ أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ ﴾: «آیا خداوند برای بنده خود کافی نیست؟». البته نبی اکرم و حضرت علی و سایر اصحاب بلندقدر ایشان باید برای ما الگو و سرمشق باشند، ولی تفاوت است میان اسوه بودن تا داشتن عقاید شرک آمیز. سوره توبه (آیه 118): ﴿ أَنْ لَا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَیْهِ ﴾ «هیچ پناهگاهی در برابر خداوند نیست مگر به سوی خود او». سوره انعام آیه 50 و سوره هود آیه 31: ﴿ وَلَا أَعْلَمُ الْغَیْبَ ﴾ «بگو:… من غیب نمی دانم». (براستی این آیات چقدر برای شیعیان، عجیب و جدید و تازه و غیر قابل فهم، خواهد بود!).
« هل انّبئکم علی من تنزّل الشیطین» آیا شما را آگاه سازم که شیاطین بر چه کسی نازل می شوند .
« تنزّل علی کل افاکٍ اثیم» شیاطین بر هر دروغگوی بهتان زننده گناهکار نازل می شوند .
«یلقّون السّمع و اکثرهم کاذبون» آن کسانی که دزدانه گوش فرا می دهند و اکثرشان دروغگو هستند .
« والشّعرا یتّبعهم الغاوون» و شاعران را گمراهان پیروی می کنند .
« الم تر انّهم فی کل وادیهیمون» آیا نمی نگری که آنها در هر وادی سرگردانند ؟
« انّهم یقولون ما لا یفعلون» آنها سخنانی را می گویند که حتی یکی را انجام نمی دهند .
«الّا الذّین آمنوا و عملوالصّالحات و ذکروا الله کثیراً و انتصروا من بعد ما ظلموا و سیعلم الذّین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون» مگر آنانکه ایمان آورده و کارهای نیک و زیر بنائی می کنند و یاد خدا را بسیار دارند و به هنگامی که مورد ستم قرار گرفته اند از خدا و مردم طلب کمک خواسته اند و آنانکه ستم کرده اند بزودی خواهند دانست که کدامین انقلاب کنند گانی، انقلاب خواهند کرد .
سوره شعرا ( سوره 26 ) آیات 221 تا 227
و از این دست آیات عبرت انگیز در قرآن بسیار است. کجایند عبرت گیرندگان؟
آیت الله کروبی:
انتظار اینجانب از شورای محترم نگهبان این است که برای حفظ جایگاه رفیع قانونی خود در قانون اساسی، انتخاباتی را که تخلفات و تقلب در آن بر همگان مشهود است باطل اعلام نماید
سحام نیوز : مهدی کروبی با نگارش نامه ای به شورای نگهبان با اعضای این شورای اتمام حجت کرد . کروبی دراین نامه خواستار ان شد تا این شورا به لحاظ حقوقی و حسب وظیفه شرعی و قانونی به مانند دوره حضرت امام با استناد به نظر رهبری و واگذاری بار مسئولیت ان به رهبری به حسب مصلحت انتخابات را تایید کند و نگذارد جایگاه شورای نگهبان نزد افکار عمومی بیش از این تنزل پیدا کند.
متن کامل نامه به شرح زیر است :
باسمه تعالی
شورای محترم نگهبان
با سلام
در ارتباط با این انتخابات برای آخرین بار سخنی مشفقانه و دوستانه با شما می گویم و امیدوارم خارج از حب و بغض ها و در جهت منافع ملی و حاکمیت نظام توجه لازم را به آن مبذول فرمایید.
همانطور که در نامه قبلی خود به شما متذکر شدم، تنها راه اعاده اعتماد از دست رفته مردم نسبت به حق آنان در تعین سرنوشت شان ابطال انتخاباتی است که به اذعان امارهای ارائه شده تنها در بیش از 170 شهرستان مشارکتی بین 95 تا 145 درصد داشته و میزان تخلفات آن از مرز ... گذشته است. این امر می تواند به احیای اعتماد از دست رفته مردم نسبت به حق آنان در تعین سرنوشت شان منتهی شود. متاسفم که بگویم عملکرد شورای نگهبان در دو دهه گذشته جایگاه این نهاد حقوقی را بشدت نزد افکار عمومی تنزل داده است. پیش از ورود به بحث این انتخابات، لازم می دانم عملکرد شورای نگهبان در دو دهه گذشته را به امید تغییر نگرش این شورا مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی، به اجمال مورد نقد و بررسی قرار دهم.
همانطور که می دانید بعد از رحلت بنیانگذار انقلاب، در انتخابات چهارمین دوره مجلس شورای اسلامی برای اولین بار شورای نگهبان در پرتو تفسیر نظارت استصوابی به حذف بیش از 40 تن از نمایندگان مجلس با سوابق سه دوره، دو دوره و یک دوره نمایندگی اقدام کرد. نگرش حذفی چهره هایی از جمله نائب رئیس مجلس شورای اسلامی را در بر گرفت و متاسفانه تعامل و تلاش اینجانب در آن مقطع ره به جایی نبرد. در آخرین روز مجلس ، سوم ششم خرداد ماه سال 1371 سخنانی ایراد نمودم و این نگرش مخرب را مورد نقد قرار دادم. در آن روز با تاسی از تاریخ کهن این سرزمین به نقل حکایتی مربوط به نگارش مظفر با (ز) رئی توسط حاکم قلدری که هر آنچه اراده می کرد باید بلافاصله اجرا می شد، پرداختم. در ان روز گفتم این حاکم قلدر نامه ای نگاشت و مظفر را با (ز) رئی نوشت. به ایشان گفتند، قبله عالم مظفر را با(ظ) دسته دار می نویسند و این از ادبیات ماست. حاکم گفت، بگویید از این پس مظفر را با (ز) رئی بنویسند. بعد از نقل این حکایت، گفتم حال که نصایح و استدلال های ما را نمی پذیرید و وقعی به آن نمی گذارید، ما می رویم و در آینده نزدیک نتیجه مظفر با (ز) رئی را می بینیم.
4 سال بعد در انتخابات مجلس پنجم با شکل گیری جریان کارگزاران سازندگی، شرایط به گونه ای رقم خورد که شکست جریان راست در مرحله اول بطور جدی مطرح شد، لذا تهاجم همه جانبه و هجمه سنگین به این گروه از سوی اشخاص حقیقی و حقوقی وارد شد. به نحوی که در آستانه مرحله دوم افراد شناخته شده ایی که مشتاقانه به آن لیست پیوسته بودند خواستار خروج از لیست مذکور شدند. علیرغم آن همه تخریب و هجمه و ابطال انتخابات در شهر هایی نظیر اصفهان، شاهد شکل گیری اقلیت قدرتمندی در مجلس بودیم و یکسال بعد در انتخابات دوم خرداد 1376 همگان نتیجه نگارش مظفر با (ز) رئی را دیدند.
ضمن احترام به شخصیت جناب آقای سید محمد خاتمی و جایگاه علمی، فرهنگی و سیاسی ایشان باید اذعان کرد که استقبال کم نظیر مردم به وی نه به لحاظ خصوصیات فردی ایشان بود و نه به خاطر کار گروهی ما، بلکه نه بزرگ به کسانی بود که حاضر نبودند اراده ملت را در تعیین سرنوشت شان به رسمیت بشناسند و خواهان تحمیل رای خود بر ملت بزرگ ایران بودند. حرکت مردم در دوم خرداد بیش از جنبه ایجابی، جنبه سلبی داشت و آقای خاتمی را با رای بی سابقه از کتابخانه ملی بر کرسی ریاست جمهوری نشاند.
به نظر می رسید دوستان با درس گرفتن از حماسه دوم خرداد به اصلاح نگرش خود بپردازند و در جهت نهادینه شدن دموکراسی در کشور قدم بردارند. اما بدنبال پیروزی اصلاح طلبان در مجلس ششم و اظهار نظر نمایندگان ملت که اکثر انها در راستای ایفای وظایف نمایندگی شان ایراد شده بود و تنها در موارد معدودی برخی از نمایندگان به طرح مباحثی پرداختند که نباید وارد ان می شدند ، شاهد رد صلاحیت تعداد زیادی از نمایندگان ملت و حذف فله ای بسیاری از ثبت نام کنندگان نمایندگی مجلس شورای اسلامی در دوره هفتم مجلس شدیم. این امر موجب قهر زیادی از مردم از روند انتخابات و تحریم انتخابات از سوی اکثریت اصلاح طلبان شد. اینجانب به همراه اندکی از دوستان با درک شرایط و تنها برای حفظ نظام و انقلاب در صحنه ماندیم و قبل از رای گیری با صراحت گفتم که ما می مانیم و در انتخابات قربانی می شویم.
در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری در حالی که رئیس جمهور وقت،وزرا و مقامات دولتی از یکسو بدنبال کاندیدای مورد نظر خود بودند و شورای نگهبان و بخشی از نیروهای نظامی و شبه نظامی از سوی دیگر برای کاندیدای دیگر بی تابی می کردند به عرصه انتخابات وارد شدم. با وجود آنکه نظر سازی ها شرائط دیگری را پیش بینی می کردند در 12 استان کشور پیشتاز شدم ، ولی بدنبال خواب معروف یکساعته اینجانب بعد از نماز صبح سرنوشت انتخابات با معجزه سخنگوی وقت شورای نگهبان آقای الهام به ناگاه تغییر کرد و در حالیکه سایت رسمی وزارت کشور از پیش تازی من خبر می داد با اختلاف چند صد هزار رای، کاندیدای مورد نظر آن شورا به جای اینجانب به مرحله دوم راه یافت و جالب آنکه آن انتخابات بلافاصله از سوی آن شورا تایید گردید.
در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی غم انگیز ترین انتخابات مجلس رقم خورد. در این انتخابات رد صلاحیت با عدم احراز صلاحیت و با حذف گسترده و محرومیت تعداد بیشماری از ثبت نام کنندگان همراه شد . نکته حائز اهمیت اینکه تعداد قابل توجهی از افرادی که در انتخابات دوره هفتم تائید صلاحیت شده بودند در انتخابات دوره هشتم رد صلاحیت شدند، بطوری که می توان ادعا کرد که در آن انتخابات محرومیت بی سابقه ای در حق انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان در طول عمر قانونگذاری در ایران صورت پذیرفت.
نگرش حذفی آن شورا و برنامه های نسنجیده رئیس جمهور در خلال 4 سال در کنار عوامل دیگر از جمله برنامه های ایجابی کاندیدا ها ، موجب حضور حماسه ای ایرانیان در انتخابات دهم ریاست جمهوری شد، بطوریکه بعد از رفراندم جمهوری اسلامی بالاترین میزان مشارکت را در این انتخابات شاهد بودیم. آیا براستی این حماسه حضور برای اعلام حمایت از آقای احمدی نژاد و حامیان وی بوده است؟ آیا به صحنه آمدن 25 درصد از آرای خاموش از ذوق حضور ایشان و در جهت تایید برنامه های ایشان بوده یا برای تغییر؟ ما پیش از این انتخابات بر این باور بودیم که حضور پر شور مردم می تواند تخلفات احتمالی گروه های خودسر را تحت شعاع قرار دهد، غافل از این واقعیت که این انتخابات به نوعی مهندسی شده که حضور مردم تنها به متزله شرکت در نمایشی از پیش طراحی شده است. کسانی که با صراحت اندیشه امام مبنی بر میزان رای ملت است را در سال های گذشته به چالش کشیده اند و رای مردم را تنها زینت بخش حکومت تفسیر کردند، انتخاباتی رقم زدند که بر اساس آن برای هر کاندیدا سهمیه ای از این رای تعیین شده بود . از این رو منظور کردن 24 میلیون از آرای ملت قبل از شمارش توسط سایت های نزدیک به دولت و روزنامه های دولتی پیش بینی و صبح شنبه در روزنامه ی دولتی تیتر زده شد. نتایج مضحک اعلام شده آنچنان شوکی به جامعه وارد ساخت که اعتماد آنان نسبت به نظام بطور جدی زیر سوال رفت. حضور مسالمت آمیز میلیونی مردم که بطور خود جوش اتفاق افتاد نتیجه بی تدبیری و رو شدن دست متقلبان و متخلفان برای ملت بود. این حرکت ملی که اقشار مختلف جامعه را در بر گرفت فراتر از توان هر گروه حزب و یا دسته ای بود. اینجانب فرصت را غنیمت شمرده و تشکر خود را از ملت بزرگ ایران برای حضور بی نظیر شان در این انتخابات و تداوم حضور بعد از ان ابراز می کنم. همچنین تشکر خالصانه خود را از تمامی حامی یانم از جمله دراویش، برادران و خواهران اهل سنت ، زاگرس نشینان و بویژه دانشجویان و روشنفکران اعلام و تاکید می کنم،سهمیه اندک ارائه شده به من و شما و برنامه های اعلام شده مانع از پیگیری مطالبات مطرح شده نخواهد بود.
انتظار اینجانب از شورای محترم نگهبان این است که برای حفظ جایگاه رفیع قانونی خود در قانون اساسی، انتخاباتی را که تخلفات و تقلب در آن بر همگان مشهود است باطل اعلام نماید.اگر این شورا با اتکا به نظر رهبری، مبنی بر عدم بطلان که آن را بدعت و به مصلحت نظام نمی داند و قصد به تایید انتخابات دارد، حداقل به لحاظ حقوقی و حسب وظیفه شرعی و قانونی این انتظار می رود که مانند انتخابات مجلس سوم عمل نمایید. حتما بخاطر دارید که بدنبال اختلاف پیرامون انتخابات مجلس سوم میان شورای نگهبان و وزارت کشور، حضرت امام نماینده ای جهت بررسی موضوع تعین کردند. هنگامیکه نظر ایشان بر صحت انتخابات قرار گرفت، شورای نگهبان در نامه خود با استناد به نظر امام و واگذار کردن بار مسئولیت بر دوش امام انتخابات را تایید کرد. اینبار شما نیز با استناد به نظر رهبری و واگذاری بار مسئولیت ان به رهبری به حسب مصلحت انتخابات را تایید کنید و نگذارید جایگاه شورای نگهبان نزد افکار عمومی بیش از این تنزل پیدا کند.
اما چرا تاکنون به شورای نگهبان نیامده ام. جایگاه شورای نگهبان مطابق اصول مندرج در قانون اساسی مشخص است متاسفانه تعدادی از اعضای آن شورا از طرفداران و یا اعضای متعصب این دولت هستند. یکی از فقها آن شورا پیش از انتخابات می فرمایند نظر رهبری آقای احمدی نژاد است و عبور از ایشان صلاح نیست و یا فقیه دیگری در سفر ها و تریبون نماز جمعه حمایت بی دریغ خود را از ایشان اعلام می کند و حتی نامه نگاری های اقای احمدی نژاد با برخی از سران دنیا که بدون پاسخ مانده را با نامه امام مقایسه کرده و در مدح آن خواستار درج آن در کتب درسی می شود و یا حقوقدانی از آن شورا که اتفاقاً در انتخابات قبلی ریاست جمهوری نقش کلیدی داشته در سمتهای متعددی در این دولت از جمله وزیر دادگستری و سخنگوی دولت دارد و همچنین حقوقدان دیگری عضو رسمی دولت است. آیا با این ترکیب می توان به بی طرفی این شورا در جهت انجام وظائف قانونی اش امیدوار بود؟
اینجانب با توجه به شرایط موجود کشور و حساسیت مردم از شما می خواهم به نگارش مجدد مظفر با (ز) رئی اقدام نکنید زیرا در دوم خرداد 1376 و بیست و دوم خرداد 1388 حضور بی نظیر مردم حاوی پیام مهمی بود که عدم توجه به متن پیام بیست و دوم خرداد و تلاش در جهت تغییر آن ممکن است عواقب جبران ناپذیر و نگران کننده ای برای نظام بدنبال داشته باشد. نمی توان حضور میلیون ها معترض که بصورت مدنی و مسالمت آمیز اعتراض خود را بیان داشتند نادیده گرفت ویا با بکارگیری تعابیر ناپسندی از قبیل خس و خاشاک ،اراذل و اوباش، شورشیان، اغتشاش گران و آشوبگران ملتی را در مقابل نظام قرار داد. حتما واقفید بکارگیری این عبارات بهانه ای بدست گروه های خودسر و لباس شخصی های بی مسئولیت داده تا با توسل به زشت ترین الفاظ و وحشیانه ترین رفتار که قلم از بیان آن عاجز است به مقابله با مردم در جهت سرکوبی آنان بپردازند. بدیهی است در برابر هر حرکت مبارک و میمونی افرادی ماجراجو از خود تحرکاتی نشان می دهند که البته این تحرکات از سوی خود مردم کنترل می شود و شاهد ان بودیم که مردم اجازه سوءاستفاده به انها نمی دادند بنابراین باید تخریب ها و تعرض به اموال عمومی در فضایی سالم باید مورد بررسی قرار گیرد تا روشن شود که چه کسانی این نحو کارها را انجام دادند.
فراموش نکنیم که امام در نامه عارفانه خود می فرماید "جان من فدای تک تک ملت ایران." بارها و بارها از کرامت و شان انسانی سخن گفتیم و با استناد به آیه کریمه "و لقد کرمنا بنی آدم" از شان انسانی صرف نظر از باور های آنان در پرتو تعالیم اسلامی قلم فرسایی کردیم،اما در قبال یک طرح مسئله و اعتراض مدنی که در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده به جای حل مساله به پاک کردن آن روی آورده شده است. این نامه اتمام حجت من با شماست و تنها برای حفظ جمهوری اسلامی که در آن جمهوریت،اسلامیت و ایرانیت مورد توجه قرار گیرد تهیه و تقدیم شده است.
والسلام
مهدی کروبی
نظرات ()